حالات سالکان ۱ الی ۱۲

حالات سالکان
کد خبر: 14386
photo_2016-12-14_14-26-39.jpg

 

حالات سالکان١

گاهی سالک الی الله اینقدر لطیف میشود که برگ گل و شبنم غبطه میخورند نسیم صبا درس می اموزد اینجاست که اگر همنفسی نباشد غربت تمام وجود او را می گیرد،

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف

تا به حدی است که اهسته دعا نتوان کرد

اینجاست که اه از دل می کشد:

کجاست همنفسی تا بدو شرح دهم

که دل چه می کشد از روزگار هجرانش

اینجا هرگونه تلخی برای او شکننده است و مظلوم واقع میشود و باید ترسید از آه او

حالات سالکان ٢

سالک را خدا کل بر دیگران نیست و دائما در حال تلاش است جهت رزق حلال و توسعه در امورات منزل و رسیدگی حالات اخوان است اما گاهی جذبه های توحیدی و ولائی چنان اورا میگرد که ممکن است از امور ظاهریه خود و خانواده باز بماند ان وقت است که تکلیف سایر سالکان است تا بازگشت از ان حالت وی و عیالاتش را تحت تکفل بگیرند تا ظهور اسم مدبرالامور و رزاقیت را درک کنند

حالات سالکان٣

گرچه همه مومنان وشیعیان هنگامی که گناهی مرتکب گردند بلافاصله چوب ان را خواهند خورد ،

بواسطه بلاهایی که می اید وهمان هم سبب مغفرت انان می گردد،اما سالکان الی الله اگر در ذهن هم خطای کنند چوب سخت می خورند چنانچه برای یک موضوع غیر واقعی چه بسا ذهن و فکر انان به شدت مشغول می گردد،گاهی از ناحیه اولاد گاهی زن وشوهر گاهی پدر ومادر و گاه نزدیکترین کسان انسان

حالات سالکان۴

یکی از خطراتى که سالک مبتدی را تهدید می کند

تصور فهم بالا از همه چیز است تا جائی که خود را یک سر و گردن بالاتر مى پندارد،ونسبت به افرادی که به زعم او اهل سیر و سلوک به دید خاصی نگاه میکند و نسبت به علماء ظاهر و فقهای عظام بدبین و بی رغبت میشود، از این حالت باید اول به خدا پناه برد و سپس مجاهده نمود تا این حالت برطرف گردد

حالات سالکان ۵

سالک الی الله در مراحلی از سلوک چون ناخود اگاه خود را تافته جدا بافته میداند همه چیز را از خدا میپندارد،گرچه واقعیت هم همین است ولکن یقین به این حقیقت امری است بس دشوار و البته لذت بخش، مشکل اینجاست که گاهی برای سالک جبر و توحیدافعالی با هم اشتباه گرفته میشود به این معنا بدون اعتقاد قلبی وعلمی به حقیقت توحید و با تنبل کاری و بی تدبیری و ندانم کاری امور خود را منتسب به خدا میکند و هیچ اقدام و عملی نمیکند نا خود اگاه ولو علما معتقد به جبرگرائى نباشد ولی عملا جبرگرا است و در بیان وخیال خویش خود را معتقد به توحید افعالی میداند در حالیکه توحید افعالی غیر از این است که تصور میشود

حالات سالکان ۶

سالک الی الله گاهی دچار  میشود بلکه خداوند که قابض است او را دچار ـ میکند که این  باعث انکسار وی که نتیجه ان رشد سالک است میشود وگاهی دچار بسط میشود این حالت انبساط دمیدن روح جدید در وجود سالک است ،البته شیطان در دو حالت حاضر میشود که از ان حالت  تنبلی را به سالک القاء کند و از حالت بسط غرور را به ایشان القاء کند

حالات سالکان ٧

مهمترین حال سالک کُوی دوست ،حس خدا جوئى اوست ،سالک الی الله در اول سیر باید بگوید :خدا

وسپس غیر خدا را وانهد ،در مبارک سوره انعام ،شریف آیه ٩١امده است:

قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ بگو خدا و غیر اورا واگذار.

و در بین راه نیز گاهی اگر همراهی غیر را احساس کرد بایستد توبه کند ،دل را از غیر خدا و خدائیان یعنی اهل بیت و اولیاء انان پاک کند و سپس به سیر خود ادامه دهد،چرا که سیر و سلوک ولو ملازمت مختصر با غیر در ان پیش اید ان سیر سیر و سلوک الى الدنیا است .

 

حالات سالکان ٨

سالک الی الله گاهی جهت رفع موانع درون و پرواز روح خویش نیازمند شنیدن مواعظ ،اشعار و جملات حکمت امیز است با موسیقی خاص.

جناب شیخ الرئیس عبارتی دقیق دارد که عبارت است از:

ثمّ نفس الکلام الواعظ من قائلٍ زکىٍّ بعباره بلیغهٍ ونغمهٍ رخیمهٍ و سمتٍ رشید

ویژگی اول:

گوینده و خواننده پاک و مزکى باشد،

ویژگی دوم:

از عبارات بلیغ و اشعار فصیح استفاده شود،

ویژگى سوم:

از نغمات و دستگاه های اثر گذار استفاده نماید،

ویژگى چهارم:

از مطالب مناسب وعمیق استفاده شود.

انس سالک با مطالب حکمت امیز و اشعار عاشقانه با نغمه خوب برای وى مفید خواهد بود.

 

حالات سالکان ۹

سالک الی الله در سیر خود حالاتی به دست می اورد که برای سخن گفتن به وجد می اید و دوست دارد از خدا و اولیاء الهی دم بزند و الطاف حضرت حق را بیان کند؛در این حالت شیطان با سلاح رجاء کاذب ممکن است نفوذ کند؛ پس راه استفاده حقیقی از این مرتبه و بستن راه شیطان

چند امر است:

١.خلوت را بیشتر کند؛

٢.تفکر؛

٣.عمل یعنی اعمال ومناسک عبادی بیشتر بشود.

 

حالات سالکان ١٠

سالک الى الله در مسیر سیر با اشخاص فوق العاده اى برخورد میکند که میل دارد در محضر او فانى شود؛در این حالت باید وفای به ان کسى که براى او خون دل خورده فراموش نکند؛یا با اذن او باشد ویا او را باعظمت یاد کند.

بشنو الفاظ حکیم پرده اى

سرهمانجا نه که باده خورده اى

یکى از سم های مهلک برای سالک بى وفایی و نادیده گرفتن حقوق حق داران معنوى است .

با چشم خویش دیدم انانی را که به کسانی که به انان که عشق ومحبت خدا را اموختند و انان را با مسائل معنوى اشنا کردند بى وفایی کردند و حتی مدتی را هم در خدمت افرادی که چه بسا از استادان و رفقای سلوکی قبلی کامل تر بودند،اما طرفى بر نبستند وچگونه عاقبت به شر شدند و به ظلالت افتادند ومشکلات عجیبه انان را فرا گرفت.

 

حالات سالکان 11

سالک الی الله
به هر چه می نگرد از آن عبرت میگیرد،چنانچه در حدیث شریف از امیرالمومنین امده است:
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار
چقدر اسباب عبرت فراوان است و چقدر عبرت گیرنده گان اندک هستند
(نهج البلاغه، حکمت ۲۹۷)
در اثر این نگاه ،نگاه وی رشد می کند و حقیقت اشیا را میبیند
اللهم ارنی الاشیا کما هی
و در اثر این رشد به جائی می رسد که جز خدا نمی بیند.
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو

 

حالات سالکان 12

‍ سالک الی الله با حکمت و دقت حرف می زند وقتی انسان در کلاس سیروسلوک قرار میگیرد سخن گفتن او در اثر تحول درونی تغییر میکند این تغییر همان حکمت است .
از نشانه هاي حكمت و انسان حكيم اين است:
خوب سخن ميگويد؛
سخنِ خوب ميگويد؛
به موقع سخن گفتن؛
وبر پايه ى برهان سخن ميگويند؛
فلذا بعضى فقط كلمات را خوب ادا ميكنند و بعضى ديگر به ظاهر هم فن بيان عالي دارند و هم در ديد عوام حرف هاى خوبي ميزند و البته بعضي گاهي هم حرف خوب هم خوب حرف ميزنند ولى هر سخن جائى و هر نكته مكانى دارد،
متاسفانه اوضاع كنونى مشاهده ميشود عده اي سه ويژگي را دارند ولى سخن انان استوار ،متقن و عالمانه نيست بلكه مخالف عقل و نقل است و بيشتر به دنبال شهرت و مريدپرورى و يا مقاصد دنيوى ،عوام پسند حرف ميزنند.
هر جا عقلا ،دانشمندان و عالمان ربانى حساسيت و واكنش نشان دادند بايد تامل كرد و سر تعظيم فرود اورد

 

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.