آرامگاه: حرم امام رضا علیه السلام
دین: اسلام
مذهب: تشیع

مرحوم ابوموسی محیی

زندگی‌نامه کوتاه

مرحوم حاج ابوموسی، از شاگردان عارف ربّانی: حاج سیّد هاشم حدّاد، و مقیم سوریه بود. او از خادمان و کارکنان حرم مطهر عقیله بنی هاشم بودند و در صحن مطهّر حضرت زینب کبری سلام الله علیها منزل داشت و طبق آن‌چه مرحوم علّامه طهرانی رحمت الله علیه  نقل نموده‌اند؛ مرحوم حدّاد رحمت الله علیه ، در تشرّف به سوریه، بر مرحوم حاج ابوموسی وارد می‌شد؛ چندان که در واپسین سفرِ سیّد، میزبانِ منحصر به فردِ ایشان بود.

مرحوم حاج ابوموسی، اواخر عُمر پس از تشرّف به مشهد مقدّس در همان‌جا اقامت گزید و در آن شهر مقدس وفات کرد و در جوارِ سپیده‌ی هشتم، امام علی بن موسی الرّضا علیه السلام جای گرفت.

 آغاز آشنایی

با نام این پیرِ روشن ضمیر، پس از مطالعه‌ی کتاب روح مجرّد علّامه طهرانی[1] و سپس در پرتوِ گفتار برخی بزرگان آشنا شدم. خوانده بودم که در سِلک خادمان بی‌بی حضرت زینب سلام الله علیها است و آقای حدّاد[2] نیز وقتی سوریه مُشرّف می‌شد، به منزل ایشان می‌رفت. لذا بسیار طالبِ دیدارش بودم، تا در سال 1387 دست اندرکاران اردوی زیارتی دانشجویان دانشگاه علّامه طباطبایی از من دعوت کردند آنان را همراهی کنم. با کمال میل پذیرفتم. یکی از روزها که کاروان به لبنان رفت، در دمشق ماندم و به سراغ ایشان رفتم. گفتند: بیش‌ترِ اوقات در منزل است. به سرایش شتافتم؛ قرارمان غروب شد. بهنگام رفتم. جلسه‌ی خوبی بود، می‌گریست، و نیز می‌گریانْد. خواستم از مرحوم آقای حدّاد بگوید، فرمود: جانم را آتش زدی! به‌یاد خاطرات گذشته افتادم.

می‌گفت: آخِرین باری که مرحوم حدّاد، سوریه مُشرّف شد، به بنده فرمود: آقا سیّد محمّدحسین را از تهران و آقای شرکت را از اصفهان خبر کُن بیایند. و بنده اطاعتِ امر کردم؛ چند روزی طول کشید تا میهمانان آمدند. در آن ایّام به من گفت: ما هر چه داشتیم، به آقا سیّد محمّدحسین دادیم؛ ایشان وصیِّ ماست.[3]

سببِ نجات

باز می‌فرمود: آقای حدّاد، رویِ احسان به خَلق‌الله تأکید فراوان داشت. و افزود: آقای قاضی فرموده بود: یکی از فقها و علمای بزرگ را خواب دید و از او سببِ نجات را پرسید، گفته بود: یک روز در کوچه‌ای رد می‌شدم، پسر بچّه‌ای گریه می‌کرد و سیب می‌خواست، ولی مادرش قادر به خرید سیب نبود. مقداری سیب خریدم و به آن مادر و پسر دادم. پسر خوش‌حال شد، [و] خوش‌حالی این پسر باعث نجات شد.

می‌فرمود: نماز اوّل وقت، نماز شب، توسّل به اهل‌بیت علیهم السلام  خصوصاً امام حسین علیه السلام و احسان به مَردم، از جمله سفارش‌های مهمّ مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حدّاد بود.

آیت‌الله کمیلی می‌فرمود:

مرحوم ابوموسی در پیروی از مرحوم حدّاد رحمت الله علیه  صادقانه و خالصانه خدماتش را انجام می‌داد. اهل ذکر و فکر بود، آقای حدّاد هم ایشان را دوست می‌داشت.

_____________
پی نوشت ها

[1] . حضرت ایشان، چنین می‌نگاشت و به آن، اعتقاد داشت.

[2] . حاج سیّد هاشم موسوی حدّاد (1318 - 1404ق).

[3] . این مطلب را هنگامی فرمود که هنوز وصیّت‌نامه‌ی مرحوم حدّاد منتشر نشده بود. اکنون اصل وصیّت‌نامه‌ی کتبی را که در کتاب آیت نور چاپ شده است، عیناً تقدیم می‌دارم:

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

هُوَ الْحَیُّ الَّذی لا یَمُوت

الحمدلله رَبّ العالمین و صلّی‌الله عَلی مُحَمّد وَ آلِه‌الطّاهرینَ. امّا بعد، حقیر سیّد هاشم حدّاد، وصی و جانشین قرار دادم از طرف خودم، چه در حال حیات و چه در حال ممات، در امور شریعت و در امر طریقت و تربیت افراد، برای وصول به حق، آقای آقا سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی، و به دیگری اعتمادی ندارم.

6 شهر ربیع الاوّل 1397 هجری قمری

والسّلام علیکم و رحمة‌الله وبرکاته - سیّدهاشم

سیبی که باعث نجات شد!

حاج ابوموسی محیی می‌فرمود: آقای حدّاد، رویِ احسان به خَلق‌الله تأکید فراوان داشت. و افزود: آقای قاضی فرموده بود: یکی از فقها و علمای بزرگ را خواب دید و از او سببِ نجات را پرسید، گفته بود: یک روز در کوچه‌ای رد می‌شدم، پسر بچّه‌ای گریه می‌کرد و سیب می‌خواست، ولی مادرش قادر به خرید سیب نبود. مقداری سیب...