
در گفتوگویی مطرح شد
راه شیخ رجبعلی شدن در هر شغلی باز است؛ واجبات، ترک گناه، اخلاص و خدمت به خلق
بیست و دوم شهریورماه یادآور سالگرد عروج ملکوتی عارف سفر کرده مرحوم رجبعلی نکوگویان معروف به شیخ رجبعلی خیاط است؛ خیاطی در شهر تهران که با ترک جدی گناه و مبارزه با نفس توانست به ملکوت عالم راه یابد و به مقامات معنوی برسد. وی مبدأ تحول و نقطه عطف زندگی معنوی خود را در امتناع و رد دعوت به گناه از سوی دختری زیبا از بستگانش، ذکر کرده است. مرحوم شیخ رجبعلی خیاط با زندگی خود نشان داد که یک تصمیم خالصانه، یک «نه» گفتن جدی به گناه و یک انتخاب برای خدا، میتواند سرنوشت انسان را دگرگون کند و او را از یک زندگی ظاهراً معمولی، به جایگاهی والا در بندگی و معرفت برساند.
به مناسبت شصت و پنجمین سالگرد این عارف خبرنگار افتخاری ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین سیدعباس موسوی مطلق از اساتید اخلاق و عرفان اسلامی و از مؤلفین و محققین حوزوی درباره ابعاد شخصیت عرفانی مرحوم شیخ رجبعلی خیاط و راز رسیدن به این مقام معنوی، به گفتوگو نشسته است که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
ایکنا- به عنوان اولین سؤال شخصیت مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را به نسل جدید خصوصا جوانان معرفی بفرمایید و اینکه چه شد یک فرد عادی و خیاط به این مقام معنوی رسید؟
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط از نظر ظاهر فردی کاملاً معمولی و برخاسته از خانوادهای عادی و فاقد تحصیلات رسمی حوزوی بود؛ اما در باطن، از علم حقیقی و معرفتی برخوردار شده بود که از جنس نور، بصیرت و شهود معنوی است. در شرح احوال ایشان، از مراقبتهای معنوی مادر در دوران بارداری و اهتمام پدر به کسب روزی حلال یاد شده است. بیتردید، پاکی لقمه، طهارت خانواده و تربیت صحیح، در ایجاد ظرفیت روحی انسان برای دریافت معارف الهی و شکلگیری تحول درونی مؤثر است.
نقطه عطف زندگی مرحوم شیخ، ماجرای مقاومت ایشان در برابر گناه و گریختن از یک خلوت گناهآلود بود. او در حساسترین لحظه، خدا را بر خواهش نفس ترجیح داد و بهخاطر رضای الهی از گناه چشم پوشید؛ ازاینرو خداوند نیز درهای رحمت، معرفت و عنایت ویژه خود را به روی او گشود.
تقوا، تنها به معنای انجام دادن عبادات نیست؛ بلکه یکی از مهمترین جلوههای آن، داشتن قدرت توقف در برابر گناه و شبهه است. تقوا همان ترمز روح در سراشیبی گناه است. مرحوم شیخ در لحظهای سرنوشتساز، پای بر ترمز نفس گذاشت، پاکی جان خود را حفظ کرد و خداوند نیز او را مورد توجه و عنایت خاص خویش قرار داد و این همان وعده الهی است که میفرماید:«وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» کسانی که در راه ما مجاهدت کنند، حتماً آنان را به راههای خود هدایت خواهیم کرد.
ایکنا- چه سر و رازی در رسیدن شیخ رجبعلی به این موفقیت معنوی نقش داشت و باعث پیروزی او بر نفسش و رسیدن به این موفقیت شد؟
راز را حقیقتاً اهل راز میدانند و هرگاه رازی بهطور کامل آشکار شود، دیگر راز نخواهد بود؛ بااینحال، با تأمل در زندگی و سیره مرحوم شیخ میتوان گفت که «اخلاص»، مهمترین اکسیر تحول و موفقیت معنوی ایشان بود. او در کنار اخلاص، به رعایت دقیق احکام شرع، ترک گناه، کسب روزی حلال، خدمت به بندگان خدا و توسل به اهل بیت(ع) اهتمام فراوان داشت. این عناصر در کنار یکدیگر زمینه رشد و کمال او را فراهم کردند. مرحوم شیخ نشان داد که راه رسیدن به خدا از زندگی عادی، کسبوکار و حضور در میان مردم جدا نیست. انسان میتواند در همان کارگاه کوچک خیاطی، در میان مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی و در متن زندگی روزمره، بندهای خالص و محبوب خدا باشد؛ به شرط آنکه جهت زندگی خود را الهی کند و رضایت خدا را بر خواستههای نفسانی مقدم بدارد.
ایکنا: بعد از رسیدن شیخ رجبعلی به این مقامات معنوی، شیوه و روش و سبک سلوکی عرفانی ایشان در این زمینه چگونه بوده است؟
سلوک عرفانی مرحوم شیخ را میتوان آمیزهای از «سلوک عملی» و «سلوک قلبی» دانست. سلوک عملی ایشان بدین معنا بود که به دستورات دینی، واجبات، محرمات و حقوق مردم اهتمام جدی داشت. او تنها با سخن، دیگران را به خدا دعوت نمیکرد؛ بلکه رفتار، اخلاق، کسبوکار، خدمت و معاشرتش یادآور خدا بود. چنانکه در روایت آمده است: «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیرِ أَلسِنَتِکُم» مردم را با غیر زبان خود، یعنی با اعمال و رفتار خویش، به سوی خدا دعوت کنید.
مجموعه رفتارهای مرحوم شیخ، محبت خدا را در دل مردم زنده میکرد. افراد در معاشرت با او، صداقت، اخلاص، مهربانی، توجه به خلق و حضور خدا را احساس میکردند. اما سلوک قلبی ایشان نیز به این معنا بود که قلبش پیوسته متوجه خدا بود. در بازار، خانه، محل کار و هنگام معاشرت با مردم، خود را در محضر پروردگار میدید. او تنها در خلوت و عبادت به یاد خدا نبود؛ بلکه میکوشید در همه لحظات «دائمالحضور» باشد. وقتی درون انسان از یاد و محبت خدا لبریز شود، گفتار و رفتارش نیز رنگ الهی میگیرد که شعر نیز چنین سروده است: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
ایکنا: با توجه به اینکه جنابعالی با بسیاری از عرفا در ارتباط بودید و در این زمینه اهل تحقیق و مطالعه هم هستید آیا در این زمینه با شاگردان شیخ رجبعلی هم ارتباط یا تحقیقی در زمینه، توصیهها و سفارشات شیخ رجبعلی داشتید که وی چه توصیههایی به شاگردان یا اهل دل داشتهاند؟
بنده توفیق زیارت مستقیم مرحوم شیخ را نداشتهام؛ اما بسیاری از کسانی را که با ایشان معاشرت داشته یا از محضرشان بهره برده بودند را دیدهایم. از مجموع گفتهها، خاطرات و حالات آنان میتوان دریافت که مرحوم شیخ بر چند اصل بسیار تأکید داشت:
۱. برای خدا سخن بگویید و برای خدا کار کنید. یعنی اگر نیت انسان الهی باشد، خداوند نیز او را یاری میکند که فرمود: «مَن کانَ لِلّهِ کانَ اللّهُ لَهُ»؛ هرکس برای خدا باشد، خدا نیز برای او خواهد بود.
۲. اخلاص؛ اخلاص و باز هم اخلاص. ارزش عمل به ظاهر بزرگ آن نیست، بلکه به پاکی نیت و میزان خلوص آن بستگی دارد. گاهی عملی کوچک اما خالصانه، انسان را به مقامات بلند میرساند.
۳. توسل به اهل بیت(ع) به ویژه حضرت ولیعصر(عج)؛ مرحوم شیخ به پیوند قلبی با خاندان عصمت و طهارت و توجه همیشگی به امام زمان(عج) سفارش اکید میکرد.
۴. عمل دقیق به رساله عملیه؛ عرفان حقیقی هرگز از شریعت جدا نیست. انجام واجبات، ترک محرمات و رعایت حدود الهی، پایه و اساس هرگونه سیر و سلوک معنوی است.
۵. اهتمام به لقمه حلال؛ روزی حلال، زمینه نورانیت قلب، استجابت دعا و رشد معنوی را فراهم میکند؛ درحالیکه لقمه حرام یا شبههناک، دل را تیره و راه دریافت معارف الهی را دشوار میسازد.
۶. خوشرفتاری با خانواده و مردم؛ کسی که در خانه بداخلاق و در اجتماع آزاردهنده باشد، نمیتواند تنها با ذکر و عبادت، مدعی سلوک معنوی شود. اخلاق نیکو، صبر، گذشت و رعایت حقوق خانواده و مردم از مهمترین نشانههای بندگی است.
۷. گرهگشایی از کار بندگان خدا؛ خدمت به مردم، رسیدگی به نیازمندان و شاد کردن دل بندگان خدا، از کوتاهترین و مطمئنترین راههای جلب رحمت پروردگار است.
ایکنا- در مجموعه این ۷ مورد اگر در یک جمله بخواهید شیوه و روش سلوکی شیخ رجبعلی را بیان کنید چه میفرمایید؟
در یک جمله اگر بخواهم روش مرحوم شیخ را توصیف کنم باید گفت که ایشان توصیه میکردند: «واجبات را انجام دهید، گناه را ترک کنید، نیت خود را برای خدا خالص سازید و به بندگان خدا خدمت کنید.» این مجموع توصیهها و شیوه سلوکی مرحوم شیخ بود که هم خودشان عامل به آن بودند و هم اینکه به شاگردانشان هم این توصیه را میکردند.
ایکنا- خیلی از جوانان طالب و تشنه این هستند که آنها هم مثل شیخ رجبعلی شوند آیا در این مقطع هم، راه باز است و چه توصیهای به آنها دارید؟
راه بندگی، معرفت و رسیدن به قرب الهی در هیچ زمانی بسته نبوده و هرگز بسته نخواهد شد. درِ باغ بندگی خدا همیشه باز است و دعوت پروردگار به هدایت، توبه و تعالی، مخصوص دوره یا گروه خاصی نیست. البته هر دورانی امتحانها و دشواریهای ویژه خود را دارد. روزگار ما، در کنار امکانات فراوان، با جاذبهها، غفلتها و لغزشگاههای متعددی نیز همراه است؛ اما همین مقاومت در برابر گناه و حفظ پاکی در چنین فضایی، میتواند ارزش و اثر معنوی بیشتری داشته باشد.
امروز دسترسی به قرآن، روایات، آثار اخلاقی و شرح احوال اولیای الهی بسیار آسان شده است. جلسات اخلاق و معارف دینی فراواناند، امکان ارتباط با عالمان ربانی فراهم است و زیارت مشاهد مشرفه نیز نسبت به گذشته آسانتر شده است. انقلاب اسلامی نیز فضایی گسترده برای احیای معارف اهلبیت(ع) و آشنایی نسل جوان با معنویت و فرهنگ بندگی فراهم کرده است.
با وجود این امکانات، اگر انسان تصمیم جدی بگیرد، برنامه داشته باشد و به آموختههای خود عمل کند، راه رشد برای او کاملاً باز است. مشکل اصلی، کمبود مطلب و دستورالعمل نیست؛ مشکل آن است که گاهی بسیار میخوانیم و میشنویم، اما کمتر عمل میکنیم. توصیه من به جوانان این است که بهجای جستوجوی راههای عجیب و دستورالعملهای پیچیده، از همین امور روشن آغاز کنند: «انجام واجبات در اول وقت، ترک گناه، ادای حقوق مردم، احترام به پدر و مادر، کسب روزی حلال، کنترل نگاه و زبان، خوشرفتاری با خانواده، توسل به اهل بیت(ع) و خدمت به خلق خدا.
جوانان عزیز بدانند که شیخ رجبعلی شدن با خیاط بودن یا نبودن ارتباطی ندارد؛ هرکس در هر شغل و جایگاهی، اگر خدا را بر نفس خویش مقدم بدارد و در این راه استقامت کند، میتواند مشمول هدایت و عنایت ویژه الهی شود.
نخست آنکه به جوانان عزیز توصیه میکنم شرح حال اولیای الهی و بزرگان اخلاق و معرفت را با دقت مطالعه کنند. خواندن زندگی آنان، بهمنزله نشستن در محضرشان و بهرهمندی از نفس و تجربه معنوی آنان است. مطالعه این آثار امید میآفریند، اراده انسان را تقویت میکند و نشان میدهد که راه بندگی، راهی واقعی و دستیافتنی است. بهویژه مطالعه احوال عارف اهل نظر، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط، بسیار سازنده و اثرگذار است. مرحوم آیتالله محمدی ریشهری، آن عالم مجاهد و اخلاقمدار، زندگی و آموزههای شیخ را با قلمی روان، زیبا و مؤثر تدوین کرده است. کتاب «تندیس اخلاص» از نخستین آثاری بود که ایشان درباره مرحوم شیخ نگاشت و پس از آن، اثر جامعتر و شناختهشدهتر «کیمیای محبت» را منتشر کرد. مطالعه این آثار میتواند برای نسل جوان، هم الهامبخش و هم راهگشا باشد.
نکته دوم اینکه معنویت حقیقی، بریدن از مسئولیتهای زندگی نیست؛ بلکه خدایی کردن همین زندگی است. انسان باید در خانواده، کسبوکار، دوستی، تحصیل و خدمت اجتماعی، خدا را حاضر و ناظر ببیند و رضایت او را معیار انتخابهای خود قرار دهد.
ایکنا- در پایان اگر نکته و توصیهای دارید بفرمایید.
در پایان، این بیت بسیار پرمعنا را یادآور میشوم: «از هرچه غیر دوست، چرا نگذرد کسی؟ کافر برای خاطر بت، از خدا گذشت» اگر انسان برای محبوبهای مجازی و دنیایی حاضر است از بسیاری چیزها بگذرد، چرا برای محبوب حقیقی، یعنی خداوند متعال، از خواهش نفس، گناه، خودخواهی و دلبستگیهای بیارزش نگذرد؟ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط با زندگی خود نشان داد که یک تصمیم خالصانه، یک «نه» گفتن جدی به گناه و یک انتخاب برای خدا، میتواند سرنوشت انسان را دگرگون کند و او را از یک زندگی ظاهراً معمولی، به جایگاهی والا در بندگی و معرفت برساند.
در پایان از مجموعه خبرگزاری قرآن ایکنا سپاسگزارم و برای همه مخاطبان محترم، به ویژه جوانان عزیز و طالب معرفت، توفیق بندگی خالصانه، معرفت الهی و حرکت در مسیر اولیای خدا را مسئلت دارم.
گفتوگو: محسن سلطان احمدی
انتهای پیام