چاپ        ارسال به دوست

ذبح عظیم (ویژۀ روز عرفه) مصاحبۀ حجت الاسلام موسوی مطلق با روزنامه ایران در سال ۱۳۸۵






نام ذی الحجه نامی آشناست و به دنبال ورود این ماه ندای لبیک اللهم لبیک به گوش جان می رسد، برای گوش ها و دل ها مفاهیمی چند همانند طواف، سعی صفا و مروه، صحرای عرفات، تقصیر، منی و قربانی آشناست. اما نام قربانی عجیب با دل های عاشقان بازی می کند، به راستی ذبح عظیم که در قرآن آمده و بر ابراهیم وارد شد، چیست؟ آیا گوسفند است؟

ولی گوسفند آن قدر نباید ارزش داشته باشد، که آن را ذبح عظیم، آن هم از لسان قرآن، بگویند: فدیناه بذبح عظیم.

پس حقیقتی دیگر پشت این پرده نهفته است و لذا در همین راستا زانوی ادب در محضر ائمه زمین می زنیم، تا آن ها که تالی و ترجمان کتاب الله هستند، این حقیقت را پرده برداری کنند.

از حضرت رضا صلوات الله علیه روایت است که: چون خداوند به ابراهیم (ع) امر نمود، گوسفند را به جای اسماعیل ذبح کند، ابراهیم (ع) تمنا کرد که ای کاش گوسفند نیامده بود و فرزندش را به دست خود ذبح می نمود تا این که دلش شکسته شد و به درجه رفیع صبر ورضا فائز گردید، سپس به ابراهیم (ع) وحی شد که نزد تو چه کسی محبوب ترین خلق است؟ عرض کرد: حبیب تو محمد (ص)

وحی رسید که آیا او احب است به نزد تو یا نفست؟

عرض کرد: بلکه او احب است به سوی من از نفسم.

فرمود: آیا فرزند او را بیشتر دوست می داری یا فرزند خود را؟

عرض کرد: فرزند او را.

فرمود: آیا مذبوح شدن فرزند او به تیغ ستم دشمنان بیشتر دلت را می سوزاند یا ذبح فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من؟

عرض کرد: ذبح فرزند او به دست دشمنان بیشتر دلم را می سوزاند. فرمود: ای ابراهیم جمعی هر آینه خواهند کشت فرزند خاتم الانبیاء (ص)، حسین صلوات الله علیه را به ظلم و عدوان و به این عمل مستحق غضب و سخط من می شوند. پس ابراهیم جزع نمود و دلش شکست و گریست؛ وحی شد که ای ابراهیم فدا نمودم جزع تو را بر اسماعیل به جزعت بر حسین صلوات الله علیه و واجب نمودم از برای تو درجات رفیعه اهل مصایب را و این است: «وفدیناه بذبح عظیم» (۱) ذبیحه بزرگی را فدای او کردیم (۲)

مرحوم علامه طهرانی نیز در کتاب روح مجرد قضیه ای جالب را مطرح می کند. ایشان می فرمایند: معمولاً در طهران، هر واعظی را که برای یک دهه برای منبر رفتن در مجلسی دعوت می کردند، در شب آخر وی را برای همان دهه از سال دیگر دعوت می نمودند. در آخرین سالی که مرحوم دری در قید حیات بود، یک شب از دهه محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی از ایشان قبل از منبر سؤال می کند که مراد از این شعر چیست؟

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

مرحوم دری می گوید: جواب این سؤال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد.

ایشان در فراز منبر از قضیه نهی آدم ابوالبشر از خوردن گندم، و داستان نان جوین خوردن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را در تمام مدت درازای عمر بیان می نماید و حتی این که آن حضرت در تمام مدت عمر ابداً نان گندم نخورده و از نان جوین سیر نشد و سپس می گوید:

مراد از شیخ در این بیت حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام است که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد و مراد از پیر مغان حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که در تمام مدت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید. این مجموع تفسیر این بیت بود که وی (مرحوم دری) بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد. قبل از پایان سال، مرحوم دری فوت می کند و لهذا در سال بعد در دهه محرم در آن مجلس مدعوی که باید حضور داشته باشد، نمی تواند شرکت نماید. درست در سال بعد در دهه محرم، در همان شبی که این جوان سؤال را از مرحوم دری می کند، وی را در خواب می بیند که: مرحوم دری به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن طور پاسخ گفتم. اما چون بدین عالم آمده ام، معنی آن طور دیگری برای من منکشف شده است: مراد از شیخ حضرت ابراهیم (ع) است و مراد از پیر مغان حضرت سیدالشهدا صلوات الله علیه و مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت ابراهیم (ع) بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقیقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسین صلوا ت الله علیه، در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علی اکبر صلوات الله علیه انجام داد… (۳)

_______________________________________________

۱ـ سوره مبارکه صافات، آیه شریفه ۱۰۷

۲ـ خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری، ،۲۱۹ بحارالانوار، ج ،۴۴ ص ،۲۲ عیون الاخبار، ج ۱ . ص۲۰۹

روزنامه ایران،شماره ۳۵۳۷ به تاریخ ۸۵/۱۰/۱۱


١٥:٤٠ - دوشنبه ١٩ شهريور ١٣٩٧    /    شماره : ١٦٥    /    تعداد نمایش : ٢٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج