چاپ        ارسال به دوست

خلاصه تفسير ايات مهدوى استاد موسوی مطلق _ جمعه 28 دی ١٣٩٧ - قسمت اول

خلاصه تفسير ايات مهدوى استاد موسوی مطلق _ جمعه 28 دی ١٣٩٧ - قسمت اول

خلاصه تفسير ايات مهدوى استاد حجت الاسلام سیّدعباس موسوی مطلق _ جمعه 28 دی ١٣٩٧   

موضوع : رجعت کنندگان قسمت اول

بِسْم الله الرحمن الرحيم

یکی از موضوعات مهم در باب رجعت صغری، رجعت کنندگان هستند، چه کسانی رجعت می کنند؟ در روایات متعدد به این موضوع پرداخته شده است، برخی از اشخاص و یا گروه های که بعد از ظهور رجعت خواهند کرد بعد از امامان معصوم عبارتند از:

1- مومنان محض؛

2- کافران محض؛

3- کسانیکه با بعضی از اعمال مشغول باشند، مانند دعای عهد و آرزوی یاری حضرت داشتن؛

4- حضرت یونس علیه السلام؛

5- حضرت دانیال نبی؛ مدفون در شوش که امیرالمومنین او را برادر خود خوانده است؛

6- حضرت الیاس؛ جد حضرت نوح؛

7- حضرت یوشع بن نون علیه السلام؛

8- حضرت اصحاب کهف علیهم السلام؛

9- مومن آل فرعون؛

10- حضرت مالک اشتر؛

11- حضرت سلمان؛

12- حضرت ابودجانه انصاری ؛ از انصار و اصحاب پیامبر عظیم الشان، وی در احد شمشیر از دست زسول الله دریافت کرد و از جان حضرت محافظت کرد، حضرت هم او را دعا کردند، او در جنگ یمامه در مصاف با مسیلمه به شهادت رسید، وی یار صدیق امیرالمومنین بوده است.

13- حضرت مقداد،

14- ام إیمَن؛ پیامبر او را از زنان بهشتی معرفی کرده، همراه امیرالمومنین بود، شهادت بر حق حضرت فاطمه سلام الله علیها در فدک داد، وی مادر ام اسمه بن زید و همسر زید، پیامبر به او علاقه داشت و او را مادر خطاب می کرد.

15- حبابه والبیه ؛ از بانوانی است که محضر امیرالمومنین تا امام رضا را درک کرده، وی صاحب سنگی بود که از امیرالمومنین دریافت کرده بود که فقط خاتم امام معصوم در آن جای می گرفت، وی از راویان حدیث است؛ این زن در سن 113 سالگی در دوران امام سجاد جوان شد؛ ایشان حدود 230 سال عمر کرد و در دوران امام رضا از دنیا رفت، امام رضا علیه السلام لباس خود را کفن او قرار داد.

16- حضرت سمیه همسر حضرت یاسر و مادر حضرت عمار؛ این بانو در اثر شکنجه های مشرکان بشهادت رسید؛ زره آهنی بر تن او و همسرش کردند و آنان را در مقابل آفتاب سوزان مکه قرار دادند، سرانجام به طرز فجیعی توسط ابوجهل ملعون به شهادت رسیدند.

17- حضرت صیانه ماشطه؛ وی همسر حضرت حزقیل پسر عموى فرعون بود، شغل او آرایشگری بود و آرایشگر مخصوص دختر فرعون بود، روزی شانه از دستش افتاد، بی اختیار نام خدای متعال را به زبان آورد.

دختر فرعون گفت: نام پدرم را آوردی؟

گفت: نه

در نتیجه موضوع را به فرعون گزارش کرد. او را احضار کردند و خواستند دست از پرستش خدای یگانه بردارد، چون بر نداشت فرعون دستور داد. تنور مسی را پر از آتش کردند و فرزندانش را سوزاندند، نوبت به طفل شیرخوار رسید خواست بظاهر برائت پیدا کند. که به اذن خدای متعال طفل بسخن آمد و گفت:

مادر صبر کن که تو بر حق هستی، فرعونیان او و فرزندش را نیز در آتش سوزاندند. 

پایان قسمت اول

ادامه دارد...

 

 



دانلود فايل : 5.jpg ( 59KB )


١١:٤٤ - دوشنبه ١ بهمن ١٣٩٧    /    شماره : ٢٩١    /    تعداد نمایش : ٤٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج