چاپ        ارسال به دوست

شرح حدیث عنوان بصری حجت الاسلام موسوی مطلق- جلسه سوم

شرح حدیث عنوان بصری حجت الاسلام موسوی مطلق- جلسه سوم

بسم الله الرحمن الرحیم  

جلسه سوم - 97/9/23

در دو جلسه قبل خواندن وتوضیح مطالبی پیرامون روایت شریف عنوان بصری، آغاز کردیم عرض شد در جلسه قبل اشکال اصلی جناب عنوان بصری که امام او را تحویل نگرفت این بود که آبشخور علم او مالک ابن انس بود و اشتباه دومش این بود که می گوید من دوست داشتم همانطوری که احببت ان اخذعنه کما اخذت عن مالک همانطوری که از مالک اخذ علم می کردم از امام هم اخذ علم کنم، این مقایسه اشکال عنوان بصری بود که جلسه قبل نکاتی پیرامون آن راعرض کردیم.

امااینکه دوست داشت از علم امام صادق روزی او بشود خب  این یک امر مطلوبی بود حالا واقعا سوال اینجاست که ما می توانیم این تمنا را داشته باشیم که از علم پیغمبر وآل  پبغمبر خدا به ما بدهد علم پیغمبر و آل پیغمبر یک علم لدنی است یعنی علمی که بدون تعلیم و تعلم غیر خدا صورت گرفته باشد حالا چه بشر باشد چه ملک باشد چه جن باشد اگر استاد بشر عادی باشد یا ملائکه یا از جنیان باشد این علم لدنی نخواهد بود علم لدنی « وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا »؛ « و از نزد خویش دانشی [ویژه] به او عطا کرده بودیم.» (آیه 65 سوره کهف) که در قرآن آمده است علمی است که از ناحیه خود خدا مستقیم بوده باشد وعلم پیغمبر وآل پیغمبر این ویژگی را دارد که علم لدنی است آنها دارای علم غیب هستند که مخصوص این ذوات مقدس است آنها علم الکتاب نزدشان است در سوره مبارکه ی رعد در شان امیر المومنین آمده است « وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ »؛ « که همۀ دانش کتاب نزد اوست » (آیه 43 سوره رعد) تمام علم کتاب نزد امیر المومنین و اهل بیت عصمت و طهارت است.

« عن أبی سعید الخدری ، قال : سألت رسول الله صلى الله علیه وآله عن قول الله : قال الذی عنده علم من الكتاب . قال : ذاك وصی أخی سلیمان بن داود . فقلت له : یا رسول الله ، فقول الله عز وجل : قل‌كفى بالله شهیدا بینی وبینكم ومن عنده علم الكتاب ، قال : ذاك أخی علی بن أبی طالب . »؛

« ابى سعید خدرى گفته است : از رسول خدا راجع به آیه (ومن عنده علم الكتاب) سؤال كردم ، فرمود : كسی كه علمی از كتاب در نزد او است آن كس وصى و برادرم سلیمان بن داود است . گفتم یا رسول اللَّه در گفتار دیگری خداوند عزوجل : (بگو بس است به خدا گواه میان من و شما و كسى كه نزد او است علم كتاب) فرمودند : آن كس برادرم على بن ابى طالب است .

البته در این باره روایات زیادی وجود دارد كه ما به همین چند روایت بسنده می‌كنیم .»

(الأمالی ، الشیخ الصدوق ، ص 659)

« برید بن معاویة قال قلت لأبی جعفر علیه السلام قل كفى بالله شهیدا بینی و بینكم و من عنده علم الكتاب قال إیانا عنى و على أو لنا و أفضلن و خیرنا بعد النبی صلى الله علیه وآله »؛

« برید بن معاویه گفته است : به امام باقر علیه السلام ‌‌ عرض كردم : آیه ای «بگو خدا و كسى كه علم كتاب نزد اوست، براى گواهى میان من و شما كافى است» را عرض كردم ، فرمود : مقصود ما اهل بیت هستیم و على بعد از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله اول ما و افضل ما و بهتر ما خاندان است .»

(بصائر الدرجات ، ص 236)

 اما درخواست از علم آنها ممنوعیتی ندارد اشکالی ندارد که ما این طلب را داشته باشیم باید همت بلند باشد کما اینکه در پایان جلسه قبل مثال پیرزن بنی اسراییل را محضرتان عرض کردیم لذا امام صادق (ع) درست گفت که هر گاه علم صحیح را خواستید آن را از اهل بیت پیغمبر بگیرید این مانعی ندارد لذا در دعاها هم داریم که ما را داخل آنچه پیغمبر و آلش را داخل کردی آنچه که خیر به آنها دادی به ما هم عنایت کن در دعای قنوت نماز عید فطر ببینید این تقاضا آمده است:«ادخلنی فی کلّ « «

« وَاَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ»؛

« مرا در هر خيري كه محمد و خاندان محمد را در آن وارد نمودي وارد نما.»

 اینکه شما همچین تقاضایی داشته باشید این مانعی ندارد

در یک روایت شریف دیگری که از ناحیه وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم آمده است گر چه به این مضمون هم روایات دیگرهم داریم حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:

« مَبْلَغُ عِلْمِنَا عَلَى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ مَاضٍ وَغَابِرٍ وَ حَادِثٍ فَأَمَّا الْمَاضِي فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَأَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَهُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا.»؛

 « علم ما بسه جهت رسائى دارد: گذشته و آينده و پديدشونده اما گذشته براى ما تفسير شده است (يعنى اخبار گذشته را پيغمبر براى ما توضيح داده است) و اما آينده (در جامعه و مصحفى كه نزد ماست) نوشته شده و اما پديد شونده از راه الهام بدل و تأثير در گوش باشد (كه هر روز و هر ساعت مخصوصا شبهاى جمعه و قدر براى ما حاصل آيد) و آن بهترين دانش ماست، (زيرا مخصوص بما و از اسرار امامت است ولى با وجود همه اين علوم كه ما داريم پيغمبر نيستيم) و پيغمبرى بعد از پيغمبر ما نيست.»

 (اصول کافی، کتاب الحجه، حدیث اول)

 علم ما اهل بیت سه قسم است مَاضٍ وَ غَابِرٍ وَ حَادِثٍ علم به گذشته علم آینده و علم حادث است.

 بعد فرمودند:

 که فَأَمَّا الْمَاضِي فَمُفَسَّرٌ اما علم گذشته تفسیر است از آنچه که اتفاقاتی که از قبل افتاده است بیانش و تبیینش در حیطه ی قدرت علم امام است.

 بعد حضرت فرمودند:

 وَأَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ، اما علم آینده علم موقوف است

بعد فرمودند:

 وَأَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ، اما علم حادث آن علمی است که انداختن در قلوب است یا زمزمه ی در گوش‌هاست فرمودند: این بهترین علم ماست وَهُوَأَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا و بعد از پیغمبر ما رسول دیگری نخواهد آمد.

 این قسم اخیر که همان علمی است که امام صادق(ع) در همین روایت شریف عنوان بصری فرمودند:

 که او یک نوری است که خدای متعال در دل هر کس که بخواهد قرار می ‌دهد، غرض این‌که مانعی ندارد ما در دعاهایمان طلب علم پیغمبر و آل پیغمبر را بکنیم طبیعی است که ما به اندازه ظرف وجودی خودمان خدای متعال آن دعاها را مستجاب می‌کند اما مهم این است که از علم  آن بزرگواران است چون علمی که از طریق غیر اهل بیت باشد آن علم مجازی است علم حقیقی نیست، آن نور نیست، ظلمت است، هدایت نیست، گمراهی است، صعود نیست و سقوط است، اما مالک خب یک شخصیت منحرفی بوده او سالها با او درارتباط بوده این تقاضا را هم داشت وامام چون می‌دانست که دردلش این نکته است یعنی ارتباط با مالک، باید او را جراحی می‌کردند، وجود مقدس امام صادق علیه السلام او را پس می‌زدند ببینند او چقدر طالب است، آیا اعلان برائت می‌کند یا اعلان برائت نمی‌کند، اگر اعلان برائت کرد  خب حضرت او را میپذیرد اگر اعلان برائت نکرد او را نمی پذیرد و حضرت دلایلی را می آورد که این دلایل برای او بهانه است فرمودند:

 فَقالَ لِی یَوْماً: اِنِّی رَجُلٌ مَطْلُوبٌ،  اولا عنوان معلوم است که اصرار کرده به این کار یعنی دائما می رفته که در این رفت و آمدها فرمود: فَقالَ لِی یَوْماً، یک روزی حضرت به من این چنین جواب داد اِنِّی رَجُلٌ مَطْلُوبٌ، من یک آدمی هستم که مورد طلب حکومتم هر روز یک احضاریه می آید من را می‌آورند و می برند، جاسوس‌ها هستند من نمی توانم این چنین باشم که تو هروقت خواستی بیایی، معلوم است که یک بهانه ای بیش نیست و دومین بهانه و دلیل عجیب است وَمَعَ ذلِکَ لِی اَوْرادٌ فِی کُلِّ ساعَةٍ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، فرمودند: در شبانه روز یک اوراد و اذکاری دارم باید به این‌ها مشغول باشم شما این اوراد و اذکار را بر من فاسد نکن و خذ عن المالک برو از مالک بگیر و نزد او رفت و آمد کن کما اینکه تا الان رفت و آمد می کردی، یعنی امام صادق علیه السلام درد را به او گفتند منتها باید تیز باشد زود بگیرد، اگر انسان زیرک نباشد و اشارات را نگیرد چیزی گیرش نمی‌آید.

 آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

 نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست

(حافظ)

 این‌که امام دارد به او دردش را هم می‌گوید تا او برای این عمل جراحی خودش آمادگی پیدا کند، عنوان چون واقعا دوست داشت از علم امام روزی اش بشود بلافاصله این مطلب را گرفت، خیلی مهم است که این رفت و آمدها و این رد کردن ها او را ناراحت نکرده استقامت ورزید. یک بیت عرض کنم خیلی عجیب است، خیلی دقیق است، خیلی لطیف است و خیلی پر معناست من اگر بخواهم حدود  مثلا ۱۰ - ۱۵ بیت را که سالهای سال قریب  به سه دهه از استاد مکرر شنیدم یکی همین بیت است:

رنج راحت دان که شد مقصد بزرگ

گرد گله، توتیای چشم گرگ

(مثنوی نان و حلوا، شیخ بهائی)

آدم وقتی در طلب کمال است در طلب نور هست باید مرارت هایش را تحمل کند سختی هایش را تحمل کند، باید صبور باشد، بی‌خودی چیزی به کسی نمی دهند آنقدر رد می‌کنند تا بالاخره شما تمام زوائدی  که داری آن کثافاتی که در وجود انسان هست همه اینها را دور ریخته شود، شما گاهی خیال می‌کنی آدم خوبی هستی گاهی خیال می‌کنی رشد پیدا کردی مثل یک حوضی  می ماند به تعبیر علامه طهرانی در همین کتاب رساله شریفشان (رسالۀ لب اللباب در سير و سلوك اولي اللباب) فرمودند:  مثل یک حوضی است که آرام است و شما آب را زلال می بینی کافیست یک چوب برداری این آب را به هم بزنی  این لایه های حوض بیاید بیرون بعد معلوم می شود که در قلب انسان، مغز انسان، چه لایه ها و لجن هایی است  در باید یک شوک برای آدم وارد شود گاهی این شوکها  می ریزد بیرون، آدم متوجه می‌شود که در  زوایای دل و قلبش چه لایه هایی چه چیزهایی که اصلا فکر نمی کرد وجود دارد، شما گاهی انسان فکر نمی‌کند ماها فکر نمی کنیم حب  ریاست داشته باشیم اسبابش فراهم بشود بعد می فهمیم یک طغیانگری هستیم که دومی ندارد یا مثلا حب دنیا داشته باشیم بعد وسیله اش پیش بیاید آب نیست والا شناگر های خوبی هستیم  یا اصلا  حسود باشیم یا آدم اهل طمع باشد پیش که بیاید بعد آنجا متوجه می‌شویم و لذا گاهی بعضی از شوک ها بر انسان خوب است ازآن نباید رنجید.

 اگر انسان طالب کمال باشد صبور است، استقامت می‌کند نتیجه این صبر و استقامت هم پیروزی است.

 صبر و ظفر دو دوستان قدیمند

 در اثر صبر نوبت ظفر آید

آیت الله العظمی نجابت شیرازی می‌فرماید:

بعضی از فصول سال مثل تابستان که استاد در کوفه بودند ما حرکت می‌کردیم از نجف به کوفه پیاده می رفتیم پولی  که نداشتیم درشکه ای  چیزی وسیله ای بگیریم و برویم این مسیر را حدود ۱۰ کیلومتر کم و زیاد پیاده می آمدیم توی تابستان گرم سر ظهر ایشان هم وعده را بعد از ظهر گذاشته بود در اوج گرما و ما می‌آمدیم هوا بسیار گرم و سوزان به حدی که مغزمان جوش می‌آورد منتظر بودیم سایه نخلی یه تیری یه چیزی بایستیم یک کم آرام بشویم دوباره برویم، تا این‌که می‌رسیدیم در خانه استاد او هم استادی همچون مرحوم آیت الله العظمی سید علی آقای قاضی که یک اسوۀ مهربانی و عطوفت بوده است، تا می رسیدیم در را میزدیم ایشان در را باز می‌کرد با عصبانیت تمام مثلاً می گفت: برای چی آمدید اینجا؟ کی گفته بیاید اینجا؟ ایشان تند برخورد می‌کرد در را می‌بست ما  می نشستیم و با خود می گفتیم خدایا هفته قبل چه کردیم؟! استغفار می‌کردیم! توبه می‌کردیم! می ایستادیم ایشان بعد از مدتی دررا باز می‌کرد می‌گفت: بیایید داخل، مدت‌ها همین منوال را داشتیم اواخر عمرشان فرمودند:

 می‌دانید آن سالها چرا این‌چنین برخورد می‌کردم؟ می‌گفتیم نه! آقا حتما یک حکمتی داشته.

 می‌گفتند به این جهت که خالصاً لله بیایید این‌جا چون اگر شما می آمدید خیلی هم خوب تحویلتان می گرفتم و به به خوش آمدید بفرمایید و أمثال این کلمات، که البته این کلمات این ها در  محاورات اجتماعی ومراودات اجتماعی ظاهری این رفتارها مطلوب است اما در بحث تربیت یک مقوله دیگری است، می‌گوید اگر همین طوری می‌گفتم بیایید خیلی خوب، خوش آمدید، با یک شربت خنک هم از شما پذیرایی می‌کردم می‌گفتید خوب است هفته یکبار می‌رویم کوفه هوایش هم بهتر است هم استاد را می بینیم هم معارف را یاد می‌گیریم و هم یک شربت خنکی می خوریم و می آییم ولی از این هفته تا آن هفته مواظب افکارتان، اقوالتان و افعال تان بودید می‌گوید بعد تازه حکمت کار را فهمیدیم  اینجا هم بلاتشبیه این مثال را که زدم امام صادق علیه السلام این رد کردن‌ها برای این است، در واقع قبل از عمل جراحی است او را در بخش خوابانده است دارد رویش آزمایش انجام می‌دهد که اگر آماده بود او را جراحی کند پس از جراحی سلامتش را به دست بیاورد و عنوان هم برای همین کار، آمادگی لازم را پیدا کرده چون استقامت ورزید هی آمد هی  اصرار کرد تا آخرش که از یک روشی استفاده می‌کند و آن روش قرآنی که بتواند دل امام را به دست بیاورد که در ادامه اش ان شالله عرض خواهیم کرد روند ان شالله اعمالمان افکارمان اقوال مان را مورد توجه امام زمان قرار بدهد و مورد توجه خاصه آن حضرت باشد امام زمان توجه دارند به همه عالم اگر نازی کند فرو ریزند قالب ها، به همه چیز توجه دارد، اوالان در ندبه خواندیم سبب اتصال زمین و آسمان هست او چنان توجهی دارد که خدا روزی ما را به برکت آن بزرگوار می‌دهد اما آن  نظره ی  رحیمه ای که آن  توجه خاص است طالبش باشیم که ان شاالله حضرت آن توجه خاص را به قلب‌های ما بکند و بشود و ما هم بتوانیم از علم امام زمانمان ان شاالله بهره‌مند شویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.


١٥:١٤ - دوشنبه ٢٠ اسفند ١٣٩٧    /    شماره : ٣٩٥    /    تعداد نمایش : ٧٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج