چاپ        ارسال به دوست

شرح حدیث عنوان بصری حجت الاسلام موسوی مطلق- جلسه دوم

شرح حدیث عنوان بصری حجت الاسلام موسوی مطلق- جلسه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه دوم - 97/9/16

 در جلسه قبل آغاز کردیم خواندن روایت شریف امام صادق(س) که معروف به روایت عنوان بصری است. مقدماتی محضر شما عرض شد، یکی از درس های این جریان این است که: در طلب علم، سن و سال ملاک نیست، فلذا در حالات عنوان بصری نوشتند « وَ کَانَ شَیْخًا کَبِیرًا قَدْ أَتَی عَلَیْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَةً.» یک پیرمرد سالخورده و فرتوتی بود 94 سال هم از عمرش گذشته است. خود عنوان بیان کرده؛ قَالَ: کُنْتُ أَخْتَلِفُ إلَی‌ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ سِنِینَ؛ میگوید من در حال رفت و آمد پیش مالک بن انس بودم یعنی شاگرد درس مالک بن انس بودم سالیانی می رفتم و می آمدم فَلَمَّا قَدِمَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ الْمَدِینَةَ اخْتَلَفْتُ إلَیْهِ، میگوید تا امام صادق آمدند مدینه و من رفتم پیش او وَ أَحْبَبْتُ أَنْ ءَاخُذَ عَنْهُ کَمَا أَخَذْتُ عَنْ مَالِکٍ. دوست داشتم اخذ بکنم از او، کسب علم بکنم همچنان که از مالک علم اخذ می کردم. اینجا چندتا نکته است، اشکال کار عنوان این بود که با مالک بن انس رفت و آمد داشت، که دشمن امام صادق(ع) بود با اینکه شاگرد امام صادق هم بود ولی از شاگردان ناخلف امام صادق(ع) بود، و بعد هم آن فرقه ی کذایی مالکی را تاسیس کرد اما خیلی عناد به امام صادق(ع) داشت . البته معلوم است که عنوان بصری پیرمرد ساده ای بوده، فلذا با صداقت همین را بیان کرده که من می رفتم پیش مالک ابن انس درس می آموختم تا اینکه امام صادق آمد. امام صادق اوایل ایشان را تحویل نمی گیرد. می خواهم این مقدمه را را عرض کنم که چرا امام صادق او را رد کرد. اهل بیت کسانی نیستند که از در خانه شان کسی را برانند اما اینچنین مواردی مقام، مقام تربیتِ است، طرف بیماراست نمی توانند اصلا این خوردنی یا نوشیدنی را به او بدهند، باید بخوابانند در بخش، روی آن یکسری تست‌ها انجام بدهند، اگر جواب داد بعد جراحی‌اش بکنند، بعد نتیجه جراحی معلوم بشود. روند امام صادق علیه السلام همین روند است چنانچه  روند علی ابن موسی الرضا در آن روایتی که آمدند محضر امام رضا(ع) و حضرت راه ندادند. 60 نفرهم همین طور  بود.خب  اشکال اول: همین رفت و آمد پیش مالک بن انس.اشکال دوم: میگوید امام صادق که آمد مدینه من دوست داشتم حالا بروم.در حالی اگرطلب علم باشد تو باید بروی حالا یک وقتی فضل الهی شامل حال انسان می‌‌شود آن که استاد هست شما میتوانی از اوعلم اخذ بکنی با همه ی مراتبش تا وجود مقدس و بی نظیر امام معصوم . اسباب فراهم شده شما راحت بروی آن بحث دیگری است اما حق این است که  تو باید در طلب باشی، لذا طالبان معرفت، طالب علم، طالبان حقایق این چنین نمی‌نشینند که علم بیاد سراغ این‌ها، معرفت بیاد سراغ آنها، می‌روند زحمت‌ها می‌کشند شهرها میروند تا بعد چیزی گیرشون بیاد به همین سادگی ها نیست که خیال کنی بله ما باید بنشینیم تا بالأخره بیاید پیش ما تا بعد ما کسب فیض کنیم نه این چنین نیست فرمودند که عالم مثل درخت می ماند باید بروید پیشش بگیرید استفاده کنید... اگر چنین تربیت بشوید خدمت امام که میرسد می فهمیدید حقیقت امام چیست، فلذا فرمودند: که مثل امام، مثل کعبه است، کعبه که نمیاید دنبال شما .شما باید بروید دنبال کعبه«عن فاطمة الزهرا (سلام الله علیها): «لقد قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) مثل الامام مثل الکعبة اِذْ تُؤْتی ولا تأتی»؛«حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مثل امام چونان کعبه است که بر گردش می چرخند و او بر گرد چیزی نمی چرخد.»(بحارالانوار، ج63، ص 353)این اشکال است میگوید حالا که امام صادق آمده دوست دارم از علمش استفاده کنم. ولی حق این است که تو باید امام صادق هر جا بود می رفتی، چون تو طالب علمی حال یکی اصلا تو این فضاها نیست در باغ نیست، یه بحث دیگری است اما حالا تو که در طلب علمی و این سن و سال واینها هم برایت ملاک نیست تو می‌خواهی یاد بگیری باید می رفتی نه حالا که امام صادق آمده می‌روم.اشکال دوم این است  می‌گوید أَحْبَبْتُ من دوست داشتم آن چنان که از مالک اخذ علم میکردم از امامم کسب علم می کردم أَنْ ءَاخُذَ عَنْهُ کَمَا أَخَذْتُ عَنْ مَالِکٍ، البته اینکه اهل محبت بود و دوست داشته چنین چیزی را این خوب است، همین ها بعدا او را به نتیجه رساند اما این‌که مقایسه بکند العیاذ بالله یک کسی مثل مالک بن انس را با امام صادق و بگوید همین طور که از او علم می آموختم، از تو هم علم بیاموزم، این اشتباه است نه تنها مالک بن انس بلکه احدی احدی قابل مقایسه با پیغمبر و  آل‌ش نیستند.نهج البلاغه دارد هیچ احدی را با ما مقایسه نکنید ، لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ. آنها خاذن علم الهی، هستند علم الکتاب نزد این‌هاست، چه مقایسه ای‌ است، در هیچ موضوعی اهل  بیت با احد الناسی قابل مقایسه نیستند، اشتباه محض است که بخواهی احدی را مقایسه با حضرات امامان معصوم بنمائی، این خودش شروع یک نقطه انحراف است، شروع یک نقطه ای که پای شما لیز می‌خورد و سقوط می‌کنید، ضمن این‌ که هر علمی غیر از آن علمی باشد که از در خانه پیغمبر و آل‌ش هست  آن نه تنها علم نیست بلکه جهل است، نه تنها نور نیست، ضلالت است نه تنها شما را هدایت نمی‌کند، شما را گمراه می‌کند، نه تنها شما را صعود نمی دهد و بالا نمی برد،  بلکه سقوط می‌کنید به سمت پایین می آیید، نه تنها برای شما آرامش به همراه نخواهد آورد، بلکه آسایش شما را می گیرد اطمینان برای شما قلبی ندارد. نه تنها حجابها را از جلوی قلب و چشم شما کنار نمی‌زند بلکه بر حجاب‌های شما خواهد افزود. مکتب اهل بیت مکتب علم است. امیرالمومنین فرمود:« یا کُمَیْلُ! لا تَأْخُذْ اِلاّ عَنّا، تَکُنْ مِنّا »؛( تحف العقول)امیرالمؤمنین فرمود کمیل تنها علم را، معارف را، حقایق را، از  دراز ما فرا بگیر تا در زمره ی ما باشی با ما باشی تحت ولایت ما باشی، یعنی ازغیرش بگیری تحت ولایت اهل بیت نیستی که ولایت اهل بیت ولایت الله است، بروی از جای دیگری اخذ کنی تحت ولایت شیطان قرار گرفتی. در وسایل الشیعه امیر المومنین دارد . مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ اَلرِّجَالِ کسی که برود دینش را از أَفْوَاهِ از زبان مردم بگیرد، این چی گفت، اون چی گفت، و از غیر اهل بیت بگیرد نتیجه اش این میشود که مردم او را از دین خارج می‌کنند، اما هر کسی دین خودش را از کتاب وسنت بگیرد کوهها زایل می شوند ولی او زایل نمی شود از غیر اهل بیت بگیری بسان أَفْوَاهِ لرِّجَالِ بگیری دینت زایل می شود اما اگر از کتاب و سنت بگیری کوهها خراب می شوند زایل می شوند نابود می شوند. آنها هم راسخون در علم هستند یا باز وجود مقدس امام باقر (س) در کافی شریف، دراصول کافی شریف فرمودند: شَرِّقا و غَرِّبا هیچ علمی یافت نمی شود علم صحیح الا آنچه که: إلَّا شَيئاً خَرَجَ مِن عِندِنا أهلَ البَيتِ. مگر آنچه که از در خانه ما اهل بیت خارج شده باشد از این نوع روایات ما فراوان داریم در آن تشرف هم حضرت فرمودند امام زمان (عج): «طَلَبُ المَعارفِ مِن غَیرنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقٍ لِاِنکارِنا »؛ « طلب معارف از غیر ما اهل بیت مساوی است با انکار ما.»(تشرف مرحوم آیت الله حاج شیخ میرزا مهدی اصفهانی)نتیجه‌ی انکار آنها را هم می دانید من وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ هر که شما را منکر بشود.کافر شده است. کسی که منکر اهل بیت بشود و علم را از جای دیگر بگیرد مثل این است که منکر اهل بیت عصمت و طهارت شده است، عنوان بصری می‌گوید: من می رفتم خب چند سال اشتباه می کردی می رفتی. بعد دارد مقایسه هم می‌کند که من دوست دارم همچنان که از علم مالک بن انس دریافت می‌کردم حالا از امام صادق هم دریافت کنم منتها با این بیان و اعتقاد دردش را نشان داد پس به درمان نزدیکتر شده .بعد معلوم است از لجاجت این کارها را نمی کرده از جهالت بوده است، او خیال می کرده که مسیرش، درست است یعنی با صدق بوده، همین صدق آدم را نجات می دهد اما کسی که می داند و باز می رود آن یک بحث دیگری است، اما او نمی دانسته اینجا طبیب صرف اینکه او نمی دانسته نمی گوید که تو الان مریض نیستی اما طبیب مدارا می کند تا دست بردارد مخصوصا بعضی از چیزهایی که تبدیل به  یک بیماریهای حاد می شود خود بیمار هم باید همکاری کند اگر خود بیمار جلو نیاید یعنی نخواهد، طبیب هم کاری از دستش برنمی‌آید، معتادین را نگاه کنید شما بخواهی معتادی را ترکش بدهید دوباره به اندک حرکتی  می رودبه سمت اعتیاد اما وقتی خودش به این نتیجه رسید به درمان هم نزدیک تر می شود و زود تر درمان می شود این هم یک نکته ای در مقدمه ی تشرف جناب عنوان بصری است که البته هنوز این تشرف حاصل نشده فعلا" این آرزوی قلبی است تا بعد میاد محضر امام صادق (س) در جلسات آینده محضرتون عرض خواهد شد خدا ان شالله  به همه ی ما توفیق بدهد که از انوار  مقدسه ی اهل بیت عصمت و طهارت و قرآن بهره مند بشویم و خدا از علم اهل بیت هم دیگر آرزوی  بزرگ باید کنیم روزی ما بکند آنها علم الله هستند تمام علم اولین و آخرین گفتن ها  همه اش بسان یک قطره است وعلم پیغمبر و آل پیغمبر بسان یک اقیانوس است ولذا خب عیب نداره شما آرزوی بزرگ کنید اشکال ندارد پیرزنی برای نبی مکرم اسلام یک کاری انجام داد و حضرت فرمودند اگر کاری داری تقاضایی هم  داری به من بگواو هم تقاضا کرد که من گوسفند و فلان و اینها می خواهم .کم دارم و مادیات طلب کرد حضرت به او دادند فرمودند که ای کاش همت این پیرزن مثل همت آن پیرزن بنی اسرایل بود سوال کردند یا رسول الله همت پیرزن بنی اسرایل چیست  ؟گفت خدای متعال به حضرت موسی ع وحی کرد که بروند کنار قبر یوسف ع آنجا دعا کنند مردم را از خشکسالی نجات بدهند به این واسطه بروند که مردم بدانند باید با واسطه بیایندگفتن قبرش کجاست .برو پیدا کن خدا که عالم به همه چیز هست به حضرت موسی نگفت . برو پیدا کن . حضرت موسی جمع کرد کسی هست بداند قبر حضرت یوسف کجاست ؟گشتن و گشتن گفتند یک پیرزن فرتوتی هست این می گوید من بلدم حضرت موسی رفتن دیدن پیرزن . کسی که سوال دارد باید برود رفت دیدن پیرزن گفت مادر من موسی هستم پیغمبر خدا. چنین امری آمده  است.این نزد توست چکار کنم کجاست . پیرزن گفت که خب من که نمیتوانم همین طوری به تو بگویم اگر بگویم چه چیزی به من می دهی موسی گفت چه چیزی می خواهی هر چیزی بخواهی من از خدا برایت طلب می کنم پیرزن گفت از خدا بخواه که من در بهشت همنشین شما باشم تو پیغمبر خدایی . چه همتی. نگفت من الان فقیرم من الان جوان بشوم از تو گوسفند بخواهم من قسط هایم عقب افتاده من الان بچه ام این طوری شده اینها همه تمام می شوند همه همه همه زینت حیات الدنیاخوبش .حضرت موسی حالش منقلب شد دعا کرد و یکی از همنشینهای حضرت موسی ع همین پیرزن بنی اسراییل است و گفت حالا قبرش کجاست گفت وقتی یوسف از دنیا رفت اختلاف افتاد بین بنی اسراییل که کجا خاکش کننداین اصوات بودند دیگر این گفت با من اون قبیله گفت باید بیاید تو قبیله من دعواشون شد آخر به هدایت الهی به این نتیجه رسیدند که رودی که میاد و این قبایل ازآن  استفاده می کنند این جسد را در آنجا دفن کنند آب از روی این قبر بیاد متبرک بشودو همه ازش استفاده کنند گفت موسی برویم در سرشاخه قبر حضرت یوسف ع آنجا دفن هست حالا اینکه می گوییم از علم آل پیغمبرعیب نداره طلب بزرگ داشته باشیم از علم آنها بیاد به اندازه ی ظرفیت وجودی خودمان و اگر بیاید می فهمیم نور قلب یعنی چه اینکه که هیچ چیزی به قلب و ایمان شما صدمه نزند یعنیچه رشد را آدم تازه معنایش را می فهمد 



دانلود فايل : IMG-20180625-WA0010.jpg ( 48KB )


١١:٥٧ - چهارشنبه ٨ اسفند ١٣٩٧    /    شماره : ٣٧٠    /    تعداد نمایش : ٣٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج